آریا جونیآریا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 20 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
تولد بابا جونیتولد بابا جونی، تا این لحظه: 46 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
تولد مامانیتولد مامانی، تا این لحظه: 35 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

در مورد آقا آریا صفری

پاشیدن بذر برنج پدر جون توسط آریا خان

پدر بزرگ اینا داشتن بذرها رو داخل سینی میریختن ،که زنگ زده بودیم بهشون برای احوال پرسی که شما متوجه شدید وکلی گریه که من میخوام جو بریزم .که خاله جون برات یه سینی نگه داشت تا مابریم بهشون کمک کنی اینم از عکسها ...
15 ارديبهشت 1393

آزمایشگاه پسری

آریا به جای اینکه غذا بخوره همش دوست داره همه چی رو با هم مخلوط کنه ببینه چه اتفاقی می افته هر روز سر سفره کارش اینه نوشابه و دوغ و غذا و .....فکر کنم آخر پرفسور دربیای پسری اینم عکساش و در آخر میبینید که چه اتفاقی افتاده ...
15 ارديبهشت 1393

گردشهای آخر هفته

پسری این ٢ روز کلی بهت خوش گذشت. پنجشنبه بردیمت پارک و مراسم پیاده روی به مناسبت روز زن ، جمعه هم رفتیم کوه نوردی خلاصه خیلی لذت بردی انشاالله همیشه شاد و تندرست باشی .     ...
6 ارديبهشت 1393

عکس دوستان

آقا حسین  آقا محمد مسیح محیا خانم عسلی   آریا و علیرضاخان  مامان و باباو گل پسری رفتیم دور بزنیم . پشت خونمون یه کوه خیلی زیباست که  آب منطقه سیاهکلرود در آنجا جمع آوری میشه(برای تصویه) و معروفه به آب منبع. جای زیبایی هست . چون کل منطقه سیاهکلرود و خیاط محله و منطقه وسیعی از ساحل دریا بصورت کامل دید داره .   ...
2 ارديبهشت 1393

دستیار مامان توی مغازه

آریا جون من علاقه زیادی به کامپیوتر داره خوب هم بلده روشن کنه و باهاش کار کنه الهی فدای اون قد کوچولوت و هوش بالات بشم راستی کار با  گوشیها رو بلده قشنگ برنامه هاشو بالا میاره و باهاشون کار میکنه پازل ها رو درست میچینه ماشاالله دورت بگردم با این هوشت . وقتی پازل رو درست میچینه میگه دست بزنید.     هوییییییییییاااااااااااااااااااا و عاشق لوبیای قهوه خونه است یه روز نخوره انگار چیزی رو گم کرده باشه ای شکموی ما نصف در آمد مارو داره لوبیا میخوره  گامبالو خرسه ...
30 فروردين 1393

سینزده بدر 93

سلام پسرکم شرمنده که این پست هارو برات دیر گذاشتم یه چند وقتیه که سرم حسابی شلوغه، تحقیقات دانش آموزان و ثبت نام یارانه ها، منم وقت ندارم مطلب جدیدی تو وبلاگت بزارم شرمنده که دیر میشه . اینم عکسهای سیزده بدرمونه که با زن عموها ،گفتم زن عمو ها چون عمو جونا نشد که بیان ، مرخصی نداشتن عمو محمد رضا که نیروگاه داشت سوختگیری میکرد و به هیچ کدوم از کارمندها مرخصی نداده بودن و عمو علی هم رفته بود ماموریت عربستان .و شما هم تکون میخوردی میگفتی که عمو علی رفته پیش خدای مهربون .  بگذریم . داشتم میگفتم عمه جون و آرشی هم بودن ،عمو شایگان دوست عمو محمد رضا به اتفاق خانواده ،دوست بابا جون عمو محسن به همرا خانواده وهر دوتامادر جون اینا،خ...
24 فروردين 1393