بدون شرح
آریا ودوستان
این آقای خوشتیپ رو که میبینید آقا محمد مهدی هست دوست آریا جونی آریا ،محمد مهدی و مادر بزرگش این خانومی هم فاطمه جونی آریا و دوست عزیزش آقا سینا ...
نویسنده :
بابا و مامان
12:34
آریا وامیرعلی جون
هفته پیش برای افطاری خونه دوست بابایی دعوت بودیم شما وامیر علی جون کلی باهم بازی کردین .دست خاله جونی درد نکنه کلی زحمت کشیده بود . ...
نویسنده :
بابا و مامان
12:11
اتفاقات خوب
توی این ماه یه سری اتفاقات خوب اتفاق افتاد. اول از همه بعد از 8سال قراره که ما هم صاحب خونه بشیم .دوم اینکه کارهای باباجونی هم جور در اومده . یه روز برای کار اداری با بابا جونی ،به اداره آموزش پرورش کل (رشت ) رفته بودیم شما باهمه کارکنان اداره سلام علیک میکردی ودست میدادی همه از کار شما خوششون اومده بود که 2تا کتاب هم بهت جایزه دادن ،ای بلا که قلب همه رو از جا میکنی بعد با باباجونی اومدیم ادارشون وشما تو اتاق فناوری شروع کردی به خلق آثار هنری بعد بابا جونی برای کاری پیش رئیس ادارشون رفت شماهم با بابایی رفتی ، نقاشی رو که کشید...
نویسنده :
بابا و مامان
12:06
گردشهای آخر هفته به همراه خانواده عمو شایگان
گل پسری و شقایق خانم پسری زیاد دور نشو که بازم هاپو میادا (کلک باز در حال پرت کردن سطل) 2بار این کار رو کردی و ما کلی دردسر کشیدیدم تا سطل و دمپایی جنابعالی رو بگیریم آب تنی توی چله تابستان آخ میچسبه دیگه نگو مخصوصا وقتی که روزه باشی ...
نویسنده :
بابا و مامان
19:34
پسر عشق موسیقی
پسری وپاک کردن باقالی
عسل من قربونت بشم که تو کار خونه به ما کمک میکنی .سفره جمع میکنی باقالی پاک میکنی اینم عکسهای باقالی پاک کردن آریا پسر ...
نویسنده :
بابا و مامان
17:22
هاپو وفرار آریا
راستی آریا یادم رفت برات بگم دیروز که دم در بودی هاپو اومد ودنبالت کرد توجیغ میزدی میدویدی هاپو دنبالت و من جیغ زنان دنبال هاپو . تو بدو ،هاپو بدو ، من بدو بیچاره هاپوهه از شنیدن جیغهای من فرار کرد فکرشو بکن ساعت 7 صبح تو کوچه همه همسایه هامون اومدن بیرون کلی خجالت کشیدم ازشون . راستی از این حرفها بگذریم .الان شعرهارو قشنگ وکامل بلدی ،مثل جوجه طلائی و یه توپ دارم قلقلیه آفرین پسری هو را ...
نویسنده :
بابا و مامان
13:06














