آریا جونیآریا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 20 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
تولد بابا جونیتولد بابا جونی، تا این لحظه: 46 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
تولد مامانیتولد مامانی، تا این لحظه: 35 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

در مورد آقا آریا صفری

آریا ودوستان

این آقای خوشتیپ رو که میبینید آقا محمد مهدی هست دوست آریا جونی آریا ،محمد مهدی و مادر بزرگش این خانومی هم فاطمه جونی  آریا و دوست عزیزش آقا سینا  ...
23 تير 1393

اتفاقات خوب

توی این ماه یه سری اتفاقات خوب اتفاق افتاد. اول از همه بعد از 8سال قراره که ما هم صاحب خونه بشیم .دوم اینکه  کارهای باباجونی هم جور در اومده  . یه روز برای کار اداری  با بابا جونی ،به اداره آموزش پرورش کل (رشت ) رفته بودیم شما باهمه کارکنان اداره سلام علیک میکردی  ودست میدادی  همه از کار شما خوششون اومده بود که 2تا کتاب هم بهت جایزه دادن ،ای بلا که قلب همه رو از جا میکنی   بعد با  باباجونی اومدیم ادارشون وشما تو اتاق فناوری  شروع کردی به خلق آثار هنری بعد بابا جونی برای کاری پیش رئیس ادارشون رفت شماهم با بابایی رفتی ، نقاشی رو که کشید...
22 تير 1393

گردشهای آخر هفته به همراه خانواده عمو شایگان

گل پسری و شقایق خانم پسری زیاد دور نشو که بازم هاپو میادا (کلک باز در حال پرت کردن سطل) 2بار این کار رو کردی و ما کلی دردسر کشیدیدم تا سطل و دمپایی جنابعالی رو بگیریم   آب تنی توی چله تابستان آخ میچسبه دیگه نگو مخصوصا وقتی که روزه باشی   ...
14 تير 1393

هاپو وفرار آریا

راستی آریا یادم رفت برات بگم دیروز که دم در بودی هاپو اومد ودنبالت کرد توجیغ میزدی میدویدی هاپو دنبالت و من جیغ زنان دنبال هاپو . تو بدو  ،هاپو بدو ، من بدو   بیچاره هاپوهه از شنیدن جیغهای من فرار کرد فکرشو بکن ساعت 7 صبح تو کوچه همه همسایه هامون اومدن بیرون کلی خجالت کشیدم ازشون . راستی از این حرفها بگذریم .الان شعرهارو قشنگ وکامل بلدی ،مثل جوجه طلائی و یه توپ دارم قلقلیه آفرین پسری هو را ...
11 تير 1393