.................
یه هفته ای که خونه پدر جون بودیم با شایان کلی بازی کردین






این عکسها واسه روزیه که بابا جون تو و شایان و پدر جون ومادر جون رو برده بود سر زمین کشاورزی


اینجا هم روزیه که با بابا رفته بودین میکروفن بخرین همونجام صدا گیتار آقای فروشنده رو شنیدی و گفتی که منم گیتار میخوام ![]()
انشاالله بزرگتر شدی گیتارم میگیریم برات

داداش محمد (پسر همسایه ی خونه قبلی مامان اینا ) وقتی کوچیک بودی بهش میگفتی ممخ

اینم حیاط خونه آقا محمد ( ممخ )

دروازه بان آریا خان صفری

اینم از دوستای فوتبالیستت

آریا جونی در حال زدن پنالتی (پسری من چپ پاست )


این عسکها توی زمین فوتبال کلاچای که سر کوچه خونه مادرجون کلاچاییه گرفته شده
پسری امیدوارم توی زندگیت هیچ غم و ناراحتی نبینی و شاد و سالم زندگی کنی الهی آمین
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





................. 




